روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

446

شرح شطحيات ( فارسى )

متشابهات باشد . بر مؤمن صالح واجب باشد كه ايمان آورد بمتشابه كتاب و سنّت و ديوان اهل ولايت ، تا از انكار و عذاب نار خلاص يابد . ( 797 ) جملهء اين فصل كه حسين رسم كرد ، خبر داد كه حقّ - سبحانه و تعالى - لم يزل واحد بود . پيش از اشخاص و ارواح ، بر آن عالم بود . پيش از ايجاد آن كون و تكوين « 5 » در علم او بود بىوجود آن . از نفس خويش خطاب كرد . او ازلى بود نه محدث بايجاد ملك و مالك و مملوك ، و فاعل و فعل و مفعول . خطاب خويش بنفس خويش جواب داد ايجاد « 8 » خلق را . در نفس خويش نگاه كرد به نظر ازلى . نظر او ازليست در جميع مرئيّات و آنجا مرئيّات نبود . بجميع صفات در صفات نگاه كرد ، و از ذات بذات نگرست . بدانست آنچه بدانست در ازل علم او ، نه محدث بود . بلى ، كشف صفات در صفات بود ، به صورت علم آن كشفى كه بحقّ قايم بود . او قديم است ، و علم او معلوم ذات اوست ، و آن ذات اوست ، چنان كه اشارت كرد غريب ، يعنى واحدى در واحدى است ، بىاتّحاد « 14 » غير و كثرت و قلّت خلق . ( 798 ) آنچ ياد كرد از صور و ارواح ، صورت معانى علم و روح معانى معلوم خواست ، نه روح و صورت جسمانى . حقّ از صورت و أرواح حدثانى منزّهست . در مثل گويند كه اين صورت علمست ، و اين صورت مسئله‌ايست ، و اين روح كلام است ؛ يعنى معناهاى آنست . آنگه بجمال خويش در جلال خويش تجلّى كرد . ظاهر « 20 »

--> ( 5 ) تكوين : تلوين SM تكوينها A ( 8 ) ايجاد : اتحاد SM لايجاد A ( 14 ) اتحاد SM : ايجاد ؟ ( 20 ) ظاهر كرد : ظاهر اگر SM فأظهر A